شما این محصولات را انتخاب کرده اید

سبد خرید

در صورت نیاز به افزونه یا قالب (جوملا،وردپرس) که در فروشگاه موجود نیست ، لطفا تیکت بزنید تا در سایت قرار گیرد
ارسال تیکت
بروزرسانی ها
بازاریابی چریکی
شناسه پست: 3617
بازدید: 61
بازاریابی چریکی
کلمه “چریک” ، از دید بسیاری از افراد بسیار بد به نظر می رسد. در واقع ممکن است که کلمه چریکی به تنهایی معنای خوبی نداشته باشد ولی با ترکیب با کلمه بازاریابی یک مفهوم را ایجاد می کند به نام بازاریابی چریکی که در این مقاله در مورد آن صحبت خواهیم کرد.

بازاریابی چریکی یا Guerrilla marketing نوعی تبلیغ منفی نیست، در واقع شکلی از بازاریابی است که باعث افزایش آگاهی از برند در بین مخاطبان بزرگ می شود، بدون اینکه آن ها متوجه این داستان شوند.

از آن جا که این سبک از بازار یابی بسیار غیر متعارف است، روش ساده ای برای توضیح آن وجود ندارد. بازاریابی چریکی یا پارتیزانی معمولاً وقتی مشاهده می شود راحت تر قابل درک است، بنابراین در این مقاله ما می خواهیم به بهترین شیوه ها و اقدامات عملی در این حوزه و نمونه های موفق بازاریابی چریکی اشاره کنیم تا شما بهتر متوجه آن شوید.

با مقدمه ای در مورد اینکه این سبک از بازاریابی از کجا آمده و چگونه کار می کند شروع می کنیم و سپس بررسی نحوه موفقیت آمیز بودن آن را بررسی خواهیم کرد.

بازاریابی چریکی چیست؟

وقتی اصطلاح “بازاریابی چریکی” را می شنویم، اکثر افراد به جنگ چریکی فکر می کنند که منطقی است، زیرا نام این سبک از بازاریابی از همین جا گرفته شده است. در زمینه جنگ، تاکتیک های چریکی تا حد زیادی به عنصر غافلگیری بستگی دارد.

اما این چگونه می تواند به بازاریابی چریکی ارتباط داشته باشد؟ در بازاریابی، تکنیک های فروش چریکی عمدتا بر روی عنصر غافلگیری کار می کنند. این مجموعه تلاش می کند تا کمپین های کاملاً غیر متعارفی ایجاد کند که مردم را در طی برنامه های روزمره خود به طور غیر منتظره جلب کند. شکل ظاهری آن را در برخی از مثال های زیر خواهید دید.

این اصطلاح در اوایل دهه 1980 توسط نویسنده فقید تجارت جی کنراد لوینسون ایجاد شد که چندین کتاب در مورد تاکتیک های چریک در تعدادی از زمینه های حرفه ای نوشت. البته، در آن زمان، بازاریابی به طور کلی بسیار متفاوت به نظر می رسید و در حالی که امروزه بازاریابی چریکی همچنان مورد استفاده قرار می گیرد، فضای رو به رشد دیجیتال در حال تغییر است که به نظر می رسد. در برخی از مثال های زیر شکل ظاهری آن را مشاهده خواهید کرد.

کم هزینه بودن گوریلا مارکتینگ

آنچه واقعاً باعث می شود بازاریابان از بازاریابی چریکی یا گوریلا مارکتینگ لذت ببرند، ماهیت نسبتاً کم هزینه آن است. سرمایه گذاری واقعی در اینجا یک سرمایه گذاری خلاقانه و فکری است – اما اجرای آن لزوماً گران نیست. مایکل برنر در مقاله خود درباره “محتوای چریکی” ، به راحتی و کم هزینه بودن آن اشاره می کند، جایی که او این سبک از بازاریابی را در همان زمینه استفاده مجدد از محتوای موجود خود، مانند استفاده از بخش های خاصی از یک گزارش، و گسترش هر یک از آن ها در یک پست وبلاگ قرار می دهد. این یک سرمایه گذاری در زمان است و ممکن است در هزینه صرفه جویی نکند.

به نوعی بازاریابی چریکی با استفاده مجدد از محیط فعلی مخاطب شما کار می کند. آن را ارزیابی کنید و در یابید کدام بخش ها را از آن می توان برای استفاده از نام تجاری شما دوباره استفاده کرد.

انواع بازاریابی چریکی

همان طور که به نظر می رسد بازاریابی چریکی یک روش تبلیغاتی خوب است. در واقع چند زیر گروه بازاریابی چریکی وجود دارد:

بازاریابی چریکی در فضای باز

چیزی را به محیط های قبلی شهری اضافه می کند، مانند قرار دادن اشیا که قابلیت جابجایی دارند بر روی یک مجسمه یا قرار دادن کار های هنری موقت در پیاده رو ها و خیابان ها.

بازاریابی چریکی داخلی

مشابه بازاریابی پارتیزانی در فضای باز، فقط در مکان های سرپوشیده مانند ایستگاه های قطار، مغازه ها و ساختمان های دانشگاه برگزار می شود.

رویداد کمپین بازاریابی چریکی

استفاده از مخاطبان در یک رویداد در حال انجام – مانند کنسرت یا یک بازی ورزشی – برای تبلیغ یک محصول یا خدمات به روشی قابل توجه ، معمولاً بدون اجازه اسپانسر های این رویداد ها صورت می گیرد

بازاریابی چریکی تجربی

این مورد نیز مانند موارد فوق است اما، به روشی اجرا شده است که نیاز به تعامل عمومی با برند دارد.

تا اینجا اکثرا متوجه شده ایم که کل ایده فروش چریکی می تواند کمی گیج کننده باشد، بنابراین می توانیم با مشاهده چند نمونه بازاریابی چریکی آن را بهتر درک کنیم.

چند نمونه بازاریابی چریکی برای الهام بخشیدن به برند شما

1) Bounty

نمی توان تحت تأثیر این قسمت بازاریابی چریکی از شرکت حوله کاغذی Bounty قرار نگرفت. این شرکت با نصب نماد یا اشیائی به اندازه بزرگ در خیابان های نیویورک مانند یک ذره بین یا فنجان قهوه و یک تکه بستی بزرگ در حال ذوب شدن غول پیکر می توان نام و یا برند تجاری را با کاربرد حداقل کلمات به بهترین شکل ممکن در بین مردم تبلیغ کرد.

ممکن است از خود بپرسید “آیا یک تبلیغ بیلبورد مختصر نمی تواند همان کار را انجام دهد؟” در جواب باید بگوییم که خیر. از نظر فرهنگی، ما شروع به انتخاب هر روش ممکن برای از بین بردن تبلیغات از زندگی خود کرده ایم. به همین دلیل ما چیز هایی مانند DVR و گزینه های بدون تبلیغات در سرویس های پخش ویدئو مانند Hulu و YouTube را دوست داریم . نادیده گرفتن این کمپین به همین سادگی نیست. از این گذشته ، اگر هنگام رفتن به محل کار به یک بستنی بزرگ به اندازه تخت خوابتان است و در حال ذوب شدن است برخورد کنید، می ایستید و به آن نگاه می کنید. این در واقع همان هدف تبلیغ است.

اقدام بزرگ: بزرگ ترین مشکلی که محصول یا خدمات شما حل می کند را شناسایی کنید. سپس، یک روش غیر متعارف برای پخش آن برای عموم ، ترجیحا بدون کلمه را پیدا کنید.

2) GRAMMYS

این روش ممکن است کاملاً عادلانه نباشد، زیرا “در زندگی واقعی” نقشی از آن ها وجود ندارد . اما اگر چنین بود ممکن بود بسیار عالی شود؟ همایش جوایز موسیقی GRAMMYS برای تبلیغ نامزد های گروه آلبوم سال خود ، ویدیویی را ایجاد کرد تا نشان دهد چه اتفاقی می افتد اگر پوستر های هنرمندان معرفی شده خودشان شروع به آواز خواندن کنند.

ممکن است انجام چنین کاری غیرممکن به نظر برسد. اما تصور کنید، اگر بتوانید پوستر های موسیقی برای برند خود بسازید چه می کنید؟ باز هم، این مورد متفاوت از یک تبلیغ بیلبورد است، زیرا وقتی کنار دیواری از تبلیغات کاغذی، مثلاً در شهر نیویورک قدم می زنید، انتظار ندارید که آن ها شروع به حرکت کنند.

البته ناگفته نماند که این ایده با این حجم از بودجه مناسب نیست ، زیرا ممکن است برای عملی شدن به برخی از کار های فنی نیاز باشد. اما حتی اگر بتوانید یک تصویر متحرک یا دیجیتالی را در میان تعداد بسیار زیادی از تصاویر ثابت قرار دهید مخصوصا در مکانی که غافلگیر کننده باشد ، مانند دیوار آجری ، مردم شروع به نگاه کردن به آن ها می کنند و بنابراین توجه آن ها را جلب می کنید .

شما هم فکر کنید: به چیز هایی فکر کنید که مخاطبان شما ممکن است هر روز از کنار آن ها رد شوند و کاری کنید که کار های غیر منتظره و تعاملی انجام شود.

3) Frontline

وقتی این عکس را برای اولین بار میبینیم، ممکن است این فکر به ذهن ما برسد که “کسی ، آن سگ را از آن مگس ها دور کند”. ولی اگر کمی دقت کنید متوجه خواهید شد که آن سگ واقعی نیست و همچنین مگس ها نیز واقعی نیستند. اولی عکس یک سگ است و آن نقطه ها که شبیه به مگس دیده می شوند در حقیقت انسان هستند.

به این دلیل که Frontline ، سازنده محصولات پیشگیری از کک برای سگ ها است، توانستند کل کف این فضای بزرگ و عمومی را با این تصویر پر کنند. این برند می دانست که افراد زیادی هر روز در آن فضا قدم می گذارند و تعداد زیادی از افراد نیز از سطح بالای ساختمان آن را می بینند و این تصویر توهم سگ و حشره ایجاد می کنند.

باز هم می گوییم این کمپین متفاوت از بازاریابی سنتی است ، زیرا فقط قصد ارسال یک پیام ساده را ندارند که احتمالاً نادیده گرفته می شود. در واقع این بازاریابی چریکی نوعی تعامل تصادفی انسان را ایجاد می کند که به بیننده یادآوری می کند محصول چه کاری انجام می دهد.

اقدام مهم:

در یابید که چگونه انسان ممکن است به طور غیر ارادی با پیام های بازاریابی شما تعامل کند. اگر چه ممکن است محصول یا خدمات شما به مسئله ای مثل حذف حشرات نپردازد ، اما روش هایی وجود دارد که افراد را به بخشی از این کمپین تبدیل می کند.

4) Burger King

جدا شدن از یک شخص که به آن علاقه داریم به سختی انجام می شود ، چه برسد به وقتی که به صورت آنلاین در فضای عمومی آن دوستی پخش شود. این همان اتفاقی است که در این جا نیز اتفاق افتاده است، هنگامی که یکی از کاربران اینستاگرام در مورد این پست نظر خود را در مورد داستان “دوست دختر” خود در تهیه غذا از Burger King به اشتراک گذاشت. فقط یک مشکل وجود داشت. این پسر یک دوست دختر دیگر هم دارد. این داستان از طریق نظرات اینستاگرام به وجود آمد:

بعد از اینکه این اظهار نظر ها به تیتر یک روزنامه تبدیل شد ، بسیاری حدس می زدند که کل این داستان ممکن است توسط برگر کینگ انجام شده باشد. و اگر این گونه بود ، ما نمی توانستیم به آن ها احترام بگذاریم Burger King تقریباً یک میلیون دنبال کننده در اینستاگرام دارد. این را با 2.1 میلیون دنبال کننده اصلی رقیب خود ، مک دونالد مقایسه کنید . و اگر چه ما مطمئن نیستیم که قبل از این فروپاشی معروف چه تعداد دنبال کننده داشته اند ، اما منطقی است که تصور کنیم این حداقل توجه بیشتری را به حضور آن در شبکه های اجتماعی ، حداقل در این بستر خاص جلب کرده است.

نکته جالب توجه:  بازاریابی چریکی دیجیتالی شده است. به جایی که مخاطب شما به صورت فیزیکی وجود دارد فکر کنید – سپس به آن ها تبلیغات خود را نمایش دهید. در حالی که نمی توانیم دروغ را نپذیریم ، می توانیم خلاقیت را تحسین کنیم ، بنابراین از استفاده از نظرات برای جلب نظر مردم نترسید

5) UNICEF

ما به اندازه هر کس دیگری در هدر دادن پول برای بطری آب معدنی مقصر هستیم.

به همین دلیل این کمپین بازاریابی چریکی از سازمان امدادی یونیسف طنین انداز شدکه این سوال را مطرح می کرد ، “اگر این بطری های آبی که برای آن ها پول هدر می دهید با آب کثیف پر شوند چه؟ این راهی برای یادآوری به این نکته بود که در بسیاری از مناطق جهان ، کل جمعیت دسترسی به آب آشامیدنی تمیز ندارند.

بنابراین یونیسف به جای اینکه این پول را با خیال راحت صرف بطری آب معدنی کند ، آن را برای تلاش برای آوردن آب آشامیدنی تمیز به این مناطق پیشنهاد کند. این کار را با ایجاد ماشین های فروش موقت که آب کثیف بطری می فروختند و هر دکمه به عنوان بیماری ناشی از کمبود آب آشامیدنی تمیز نشان داده شد ، انجام داد.

نکته مهم:

بازاریابی چریکی در بخش خصوصی نیز کار می کند. و اگر چه تصاویر ترسناک و غم انگیز غالباً راهی تأثیرگذار در برقراری ارتباط با مأموریت شما هستند ، اما راهی برای انتقال آن با هزینه کمتر از سایر روش ها است.

6) GoldToe

آیا شما یک شرکت لباس هستید که به دنبال راهی غیر متعارف برای بازاریابی محصول خود هستید؟ چرا همیشه افراد دوست دارند سخت ترین راه ها را بری تبلیغ استفاده کنند؟

تبلیغات به روش چریکی از نظر تئوری آن قدر ساده است که شبیه داستان به نظر می رسد. اما وقتی مارک GoldToe به روشی برای تحریک و ترویج راه اندازی لباس جدید خود احتیاج داشت ، این دقیقاً همان کاری بود که انجام داد ، این لباس های جدید را به راحتی روی مجسمه های سراسر نیویورک قرار داد. و گر چه ما نمی توانیم از مسیری که GoldToe طی کرده اطمینان داشته باشیم ، اما ما صمیمانه امیدواریم که موادی که در تبلیغات استفاده کرده جنس اصل نباشد، و این امر باعث می شود این کمپین حتی از نظر بودجه مناسب تر باشد.

اقدام بزرگ: در مورد آن افراط نکنید. بعضی اوقات ممکن است ایده ای که احمقانه ترین ایده شماست بهترین ایده باشد.

7) Shark Week

Discovery Channel با قرار دادن این تخته های گاز گرفته در کنار سواحل ، هفته کوسه را به بازدیدکنندگان ساحل یادآوری می کند.

نمونه های ساده دیگر از بازاریابی چریکی:

  • سازمانی که آگاهی از آلزایمر را افزایش می دهد ، یک استراتژی هوشمندانه بازاریابی را شامل نقشه های شهر ایجاد کرد. این نقشه های رایگان شهر هامبورگ در غرفه های گردشگری ارائه شد. هنگامی که کاربران نقشه را باز می کردند، فقط جاده ای بدون نام و نشان را مشاهده می کردند که نمایانگر سردرگمی و احساس بی محلی مرتبط با بیماری آلزایمر است.
  • در دنیا کمبود پله وجود ندارد و بسیاری از روش های نبوغ بازاریابی چریکی از پلکان برای تبلیغات خود استفاده می کنند. این تبلیغ IKEA به کاربران یادآوری می کند که مبلمان IKEA برای صرفه جویی در فضای خانه شما چگونه طراحی شده اند.

 

  • گذرگاه ها یکی دیگر از ساختارهای شهری است که اغلب توسط بازار یابان چریکی استفاده می شود. در این مثال یک شرکت تمیز کاری قدرت پاک کنندگی خود را روی یک خط عابر پیاده نشان می دهد.

 

  • دوراسل پوستر های چراغ قوه خود را به مناطق که منبع نور دارند اضافه می کند و قدرت Duracell را به کاربران یادآوری می کند.
  • باغ وحش کپنهاگ یک اتوبوس محلی را با طرحی سفارشی پوشانده است که در سراسر شهر نظر ها را به خود جلب می کند.

 

  • Colgate چوب های بستی شبیه به مسواک را در درون بستنی ها قرار می دهد و اهمیت مسواک زدن را به کودکان (و بزرگسالان) یادآوری می کند.

 

امیدوارم شما با مطالعه این مقاله بتوانید از این نمونه های که برای شما اورده این الهام بگیرید ، مخصوصاً اگر مارک و یا برند کوچک تری را تبلیغ می کنید.  از جمع آوری گسترده محتوای این کمپین ها نترسید – بالاخره این رویکرد های خلاقانه ای برای کار شما است که به حفظ ماهیت پس انداز و درونی بازاریابی چریکی کمک می کند. به یاد داشته باشید: مردم را در همان جایی که هستند گیر بیاورید و مارک خود را در آن جا نمایش دهید. حرف مردم را گوش بدهید و به آن ها عمل کنید ، همچنین آن ها را به شرکت در کمپین تبلیغاتی برند یا شرکت خود دعوت کنید.

۱
۲
۳
۴
۵
میانگین امتیازات ۵ از ۵